بیوکنزی و سابلیمینال

سایت ویستاژن در این مقاله به توضیح بیوکنزی و سابلیمینال پرداخته است.

تعریف ضمیر ناخودآگاه 

در ابتدا به توضیح و بررسی مفهوم ضمیر نا خودآگاه می پردازیم . ضمیر نا خودآگاه یا ذهن ناهوشیار در بردارنده خاطرات ، تمایلات ، آرزو و باور هایی است  که بر افکار و رفتار انسان تاثیر قابل توجهی می گذارد . ذهن انسان را می توان به کوه یخ تشبیه کرد و این گونه گفت که قسمت بالا و قابل مشاهده کوه یخ مانند ضمیر خودآگاه و ذهن هوشیار انسان است و شامل اطلاعات آگاهانه ماست و قسمت عظیم و پایین کوه یخ که قابل رویت نیست مثل ضمیر نا خودآگاه می باشد که تنها با بررسی و کاوش می توان به آن پی برد و درباره اش اطلاعات کسب کرد . حال از این جهت به آن ضمیر نا خودآگاه گویند که مدیریتش بدون آگاهی انسان است مانند واکنش هنگام ترس ، ضربان قلب ، ریتم  تنفس و… .

ضمیر ناخودآگاه به عادات ، اعمال و افکار ما شکل داده و بر آن ها تاثیر می گذارد ، این ضمیر در بردارنده خلاقیت های درونی بدون محدودیت ، اطلاعات و دیتا های قدرتمند و توانایی های به کار گرفته نشده دیگری می باشد که می تواند  از قدرت ذهن برای کارها و اعمال زیادی بهره بگیرد .

در مورد ارتباط ضمیر نا خودآگاه با قانون جذب می توان اینگونه گفت که هر چیزی که در ذهن ناهوشیار ماست از راه ارتعاشات به کائنات منتقل می گردد و در نهایت پاسخش هم از کائنات دریافت می کنیم ، بنابراین هر چه در ضمیر نا خودآگاهمان خوبی و افکار مثبت باشد ، همان را دریافت می کنیم هر چه بدی باشد ، بدی دریافت می کنیم و با رعایت چند نکته ساده می توان از ارتباط قانون جذب و این ضمیر استفاده کرد و زندگی خود را متحول ساخت .

ضمیر نا خودآگاه به زنده ماندن و بقای انسان کمک می کند ، در واقع موظف است انسان را در وضعیت کنونی اش نگه داشته و از خطرات حفظ کند . در نتیجه مانعی است برای دگرگونی های مثبت و منفی اما  یکی از خصوصیاتش منعطف بودنش است که هر شخصی با برنامه ریزی می تواند آن را دچار تحول کرده و زندگی خود را تغییر دهد علاوه بر این اخیرا روش هایی به نام بیوکنزی و سابلیمینال مطرح گشته که می توان ضمیر نا خودآگاه را با آن ها تا حد زیادی کنترل کرد .با استفاده از جمله های تاکیدی که به صورت پیام های پنهان در سابلیمینال ها وجود دارند می توان تاثیر ضمیر نا خودآگاه در جسم و روان را تغییر داد .

بیوکنزی و سابلیمینال 

سابلیمینال ها فایل های صوتی می باشند و با وجود اینکه از سطح درک ذهن هوشیار ما پایین تر هستند اما می توانند از ضمیر خودآگاه بگذرند و به صورت مستقیم بر ضمیر ناخود آگاه اثر کنند و به کنترل امواج و ارتعاشات مغزی بپردازند و به این وسیله افکار و باور هایمان را تغییر داده و موجب بالا رفتن سلامت روحی و جسمی ، افزایش زیبایی ، بهتر شدن ارتباطات دوستانه و کاری ، پیشرفت های اخلاقی و انسانی و معنوی و … شوند .

استفاده از سابلیمینال نخستین بار در سال 1897 رخ داد و سپس در صنعت تبلیغ در سال 1957 بیشتر مطرح گردید .

در همین سال بود که در تبلیغات از سابلیمینال های تصویری استفاده شد . در این گونه سابلیمینال ها ، پیام ها به صورت فیلم و تصاویری با سرعت زیاد نشان داده می شوند و بدون اینکه بیننده متوجه شود کلمات کلیدی و تاکیدی وارد ضمیر نا خودآگاه او میگردند . به عنوان مثال می توان به استفاده از سابلیمینال های تصویری برای تبلیغ پاپ کرن و نوشابه در فیلم های سینمایی اشاره کرد که تبلیغ کننده ها مدعی بودند افرادی از همین طریق به خرید پاپ کرن و نوشابه تبلیغ شده در سینما پرداختند ، البته این موضوع بعد ها از نظر علمی مورد اثبات و تایید قرار نگرفت .

سابلیمینال های تصویری نسبت به صوتی تاثیر گذاری بسیار کمی دارند و به خاطر همین قدرت کم باید بار ها تکرار شوند در نتیجه دیدن تصاویر زیاد به شکل مکرر موجب خستگی و ضعیفی چشم می شود .

دکتر بروس لیپتون ( دارای مدرک دکتری در رشته زیست شناسی ) طی پژوهشی اعلام داشت که ادراک انسان مطابق عقاید و باور هایش ایجاد می گردد و توانایی تاثیر گذاری بر ساختمان شیمیایی خون را دارد و می تواند سلول های بدن را بر اساس این موضوع دستخوش تغییراتی کند . علاوه بر این بیان داشت که ذهن می تواند DNA را نیز تغییر داده و بیشتر از 30000 تغییر در فرآورده های ژن به وجود آورد ، بنابراین به دنبال دگرگونی ساختمان DNA  و ژن ها  شخص تغییرات روحی ، ذهنی و جسمی را در خود مشاهده کرده که حدود 95 درصدشان همیشگی و ماندگار هستند .

ما می توانیم ژن های خود را تغییر داده و به این وسیله در بیماری ها ، افکار و باور ها و ویژگی های ظاهری و ارثی خود تحولاتی پدید آوریم و به آنچه در ذهن داریم مبدل شویم ، در نتیجه ژن ها تعیین کننده نوع زندگی انسان نبوده بلکه افکار و محیط معین می کنند که ساختمان DNA  چگونه باشد و ژن ها چطور رفتار کنند .  

بیوکنزی از روش هایی است که با آن می توان سلول های زنده را تغییر داد همچنین قابلیت دستکاری ساختار DNA و اطلاعات ژنتیکی را  به وسیله ارتعاشات ذهنی و باور نیز دارد . البته برای دست یافتن به چنین توانایی ماه ها و حتی سال ها تمرین لازم است . DNA هر فرد شامل اطلاعاتی چون مشخصات فیزیکی و ظاهری ، خلق و خو و… است بنابراین بیوکنزی برای تغییر در شکل و ظاهر مانند رنگ چشم ، طول مو ، رنگ مو ، افزایش یا کاهش وزن ، رنگ پوست ، مدل مو و … استفاده می گردد. همچنین در درمان و یا بهبود بیماری ها نیز موثر است زیرا با دستکاری سلول ها این امکان را ایجاد می کند که سلول ها به حالت ابتدایی خود بازگردند . افرادی که به سطوح بالایی از این توانایی می رسند می توانند عمرشان را افزایش داده و با عدم تکثیر سلول ها مقابله کنند . به طور کلی بیوکنزی های مطلوب با ایجاد تغییرات در شکل و آرایش اطلاعات در سطح سلولی باعث تغییراتی بزرگ و عظیم می شوند . به جز بیوکنزی راه و روش های موثر دیگری نیز وجود دارند اما تاثیر گذاری همگی به مقدار باور افراد بستگی دارد . بنابراین در تمامی روش ها این قدرت درون و ذهن انسان است که سبب تغییرات عمیق تر در وجود انسان می گردد طوری که اگر ذهن باور کند ، بدن هم چاره ای جز باور و پذیرش ندارد .

فیزیک کوانتوم ثابت کرده که کائنات از یک انرژی بی پایان تشکیل شده و در اشکال مختلفی تجلی یافته است . امروزه با بررسی ها و مطالعات انجام شده ، محققان و دانشمندان پی بردند که افکار گوناگون ارتعاشات خاصی دارند و فرکانس مرتبط با هر فکر بر فرکانس شبیه خود اثر می کند در نتیجه در این روش نیاز  است فرکانس هایی منطبق بر افکاری که موجب ایجاد تغییرات می گردند ، فرستاده شوند .

دقیقا مثل سابلیمینال که در آن از پیغام هایی پنهان با ارتعاش ویژه استفاده می شود در بیوکنزی هم باید ارتعاشی شبیه به ارتعاش افکار و باور در زمینه ای خاص پدید آید تا تاثیر گذار باشد .

برای افزایش تاثیر بیوکنزی می توان از ورزش هایی مانند یوگا و مدیتیشن استفاده نمود .

شباهت و تفاوت سابلیمینال و بیوکنزی 

به طور کلی اساس هر دو ، قدرت تلقین پذیری ذهن می باشد و همچنین تاثیراتی که بر بدن می گذارد . ذهن به هر گونه اطلاعاتی که وارد آن می شود عکس العمل نشان می دهد برای مثال اگر چند بار و به طور جدی بگویید سرم درد می کند ، طولی نمی کشد که دچار سر درد شوید و حتی اگر دچار سر درد باشید و به خود تلقین کنید که حالتان خوب است ، کم کم مشکلتان بر طرف می شود بنابراین برای ذهن مهم نیست تلقین شما منفی باشد یا مثبت ، در واقع چیزی را که شما باور دارید انجام میدهد .

علاوه بر این سابلیمینال و بیوکنزی به برنامه ریزی دوباره ضمیر نا خود آگاه می پردازند .

تفاوت این دو در این است که تغییرات ایجاد شده از طریق بیوکنزی به وسیله امواج بیوکنزی انجام می شود .

سابلیمینال ها عوارضی ندارند زیرا در برگیرنده جملاتی مثبت هستند اما در بیوکنزی بحث امواج مغزی مطرح است  بنابراین سلامت و معتبر بودن بیوکنزی که از آن استفاده می شود ، الزامی و مهم است . استفاده از بیوکنزی های جعلی و غیر استاندارد ممکن است عوارضی همچون ضعف شنوایی و … را پدید بیاورد .

شاید این سوال در ذهنتان مطرح شود که بیوکنزی و سابلیمینال همان هیپنوتیزم است ؟

این یک باور نادرست در رابطه با بیوکنزی و سابلیمینال است با وجود اینکه هیپنوتیزم هم به وسیله تلقین انجام می شود اما یکی از شاخه های علم روانشناسی محسوب گشته و علاوه بر این از هیپنوتیزم در علم پزشکی هم برای کاهش استرس مربوط به جراحی ها ، مدیریت درد ، کاهش تهوع ایجاد شده از شیمی درمانی و … استفاده می شود . در هیپنوتیزم ، هیپنوتیزور می تواند چیز هایی که مد نظر دارد را به فرد هیپنوتیزم شده تلقین کند و ضمیر ناخود آگاه او را تحت کنترل قرار دهد ، البته هر آنچه در ذهن دارد را نمی تواند القا کند .

گردآورنده : سرکار خانم راضیه محمدی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + سه =